تبلیغات
الکتروتکنیک پویا puya electrotecknic - زنگ تفریح 3
 
الکتروتکنیک پویا puya electrotecknic
« تقدیم به آنان كه عاشق آموختن و یاد دادن هستند.و به محبت ها و عشق های معلمی، که دیرپا و جاودانه است اهمیت می دهند. »
درباره وبلاگ


گسترش ونشر علم و تخصص بر پایه حفظ اصالت و تزکیه نفس، از اصول اصلی پیشرفت و موفقیت است.

مدیر وبلاگ : محمد فندخت
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب ارائه شده در وبلاگ چگونه است ؟








چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد فندخت
حکایات و لطایف بسیاری از گذشتگان نقل شده است که هم سرگرم کننده  وهم شادی آور است از جمله .......

 

·         آورده اند که:

·         بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی می نمود.

ü      شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت:

ü      اگر این سکه را به من بدهی در عوض ده سکه را که به همین رنگ است به تومی دهم!!

·         بهلول چون سکه های او را دید دانست که سکه های او از مس است و ارزشی ندارد به آن مرد گفت به یک شرط قبول می نمایم!سپس گفت: اگر سه مرتبه مانند الاغ عرعر کنی.شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود!

·         بهلول به او گفت: تو با این خریت فهمیدی  سکه ای که در دست من است از طلاست چگونه من نفهمم که سکه های تو ازمس است .

·        

آورده اند که:

·         شخصی از برای نماز وارد مسجد شد دزدی را بر گوشه ای از مسجد بدید

·         که انتظار می کشد تا او به نماز بایستد و کفش هایش را به سرقت ببرد

·         آن شخص نیز با کفش به نماز ایستاد!

·         پس از نماز دزد به وی گفت با کفش نماز نباشد!

·         اونیز در جواب دزد گفت:اگر نماز نباشد کفش باشد!!!

آورده اند که :

ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد. مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟ گفت:ب ه بازار تا درازگوشی بخرم .
مردگفت: انشاءالله بگوی. گفت: اینجا چه لازم که این سخن بگویم؟ درازکوش در بازار است و پول در جیبم. چون به بازار رسید پولش را بدزدیدند.
چون باز می گشت، همان مرد به استقبالش آمد و گفت: از کجا می آیی؟
گفت: از بازار می آیم انشاءالله، پولم را زدند انشاءالله ، خر نخریدم انشاءالله و دست از پا درازتر بازگشتم ان شاءالله!

آورده اند که :

روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یكی گفت: "جناب ملا! شما كه دعوت نداشتی چرا آمدی؟"
ملانصرالدین جواب داد: "اگر صاحب خانه تكلیف خودش را نمی‌داند. من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن غافل نمی شوم."





نوع مطلب : زنگ استراحت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 شهریور 1396 04:52 ب.ظ
Today, while I was at work, my sister stole my apple ipad and tested
to see if it can survive a 30 foot drop, just so she can be a youtube
sensation. My iPad is now broken and she has 83 views.
I know this is completely off topic but I had to share it
with someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدمات وبلاگ نویسان جوانBlogCodeکد حدیث تصادفیکد حدیث تصادفیکد حدیث تصادفی

.

دانستنی ها

دانستنی ها

مرکز کامپیوتر نوین آماده ارائه کلیه خدمات نرم افزاری و سخت افزاری ، نصب دوربین های مداربسته ، سیستم دزدگیر و .. میباشد. -آدرس: بندر ترکمن ، میدان مختوم قلی ،روبروی مرکز بهداشت ، تلفن 4281522 .